درون دشت شقایق قناریم بابا

نظر نما تو بر این بی قراریم بابا

حکایتی است فراق و ندیدن یوسف

شبانه روز در این سوگواریم بابا

خوش آمدی به سر سفره ی یتیمانه

خجا لتم به برت از نداریم بابا

رمق نبود که جارو زنم در این ویران

ببخش برمن  این خانه داریم بابا

تمام دخترکان محله ی شامی

زدند خنده بر این اشک و زاریم بابا

خدا گواه ، عمه گواه ، این خرابه هم شاهد

ز دست زجر حرامی فراریم بابا

ز بس که موی مرا کشیده بی تابم

ببوس زخم سر لاله کاریم بابا

به جان عمه ی مظلومه ام نمی مانم

بیا ببین که منم جز این یتیمانم

 

شاعر : محمد عطاءالهی