بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ
هنگامی که زن غساله ، بدن رقیه (س ) را غسل می داد، ناگاه دست از غسل کشید، و گفت : ((سرپرست این اسیران کیست ؟))
حضرت زینب (س ) فرمود: چه می خواهی ؟
غساله گفت : این دخترك به چه بیماري مبتلا بوده که بدنش کبود است ؟
( حضرت زینب (س ) در پاسخ فرمود: اي زن ! او بیمار نبود؛ و این کبودیها آثار تازیانه ها و ضربه هاي دشمنان است .
و در روایت دیگر است که آن زن دست از غسل کشید و دستهایش را بر سرش زد و گریست . گفتند: چرا بر سر می زنی ؟ گفت :
مادر این دختر کجاست تا به من بگوید چرا قسمتهایی از بدن این دخترك سیاه شده است ؟ گفتند: این سیاهی ها اثر تازیانه هاي دشمنان است

منبع:کتاب استاد عباس عزیزی